
Football News & Highlights

Comments: Goalposts, Farzad There is also reverse order of your situation Back in the day , and before قانون ثبت احوال when surnames became mandatory, people were referred to by their location or father’s name or trade. In ghajar era , the well to do in some Azerbaijan cities would send their kids to Georgia or Azarbaijan to study. Russian authorities would not register them into schools unless they had a surname, and in most occasions they would assign one. Many returned to Iran with those surnames, and had to change them in a hasty manner during 21Azar events.
Comments: Amir Khadem holds a PhD in Comparative Literature, and currently works as postdoctoral fellow at Jackman Humanities Institute, University of Toronto. His expertise is contemporary trauma literature, particularly post-9/11 American fiction and the literature of the Iran-Iraq War. He is also the creator and host of the podcast A Curious Muslim, which is about the lives and histories of Muslims in all eras.
Comments: Alright. Now in Denver airport. Need to kill another hour. Going to listen to Mashrootiat podcast. Will have 5 brutal days in Boston but lined up all my restaurants. ▫️ Who is Amir Khadem?
Comments: Goaldoost. Have you seen the series KhAtoon? It is about that era. You see very nice scenes of old rasht with nice cozy cafes. ▫️ My ancestry from both sides are from Caucas. Georgian on father's side and Azerbaijan on mothers side. Dad's side same thing happened. Mr. Asgarov dropped the OV and added Zadeh. What is interesting is that in my mom's sejel (or 3 jeld) in iran it just said Baku as place of birth but in Sweden, her ID and Swedish passport says baku, sovjetunionen.
Comments: Mehrad Vaezinejad formerly worked at BBC Persian and has a PhD in the modern history of Iran. He is working on a monograph on religious authority in modern Iran.
Comments: Who is Mehrdad Vaezinejad?
Comments: Sorry for filling the page with bits and pieces of the interview. It was indeed great interview. Sadjadpour does a great job of covering pretty much everything. ▫️ Wonder if there is an audio or video of this.
Comments: Describes jomhoori eslami perfectly. They just want to ghArat and be left alone. Let us sell our oil and do our own things in isolation. ▫️ تاریخ این حکومت را که نگاه کنید، میبینید فقط جایی که فشار تحملناپذیر شده کوتاه آمده، جایی که حس کرده موجودیت نظام در خطر است. در این لحظه چنین فشاری حس نمیکند. به نظر من هدف جمهوری اسلامی اساساً پیشرفت اقتصادی نیست، بقای سیاسی است. این دو با هم فرق دارند. واقعیت این نظام این است که نمیخواهد جزو اقتصاد جهانی باشد. صرفاً میخواهد نفت بفروشد و پولش را خرج کند. نمیخواهند مثل کرهی شمالی کاملاً منزوی باشند. ولی علاقهای هم ندارند که مثل امارات کاملاً به اقتصاد جهانی بپیوندند. ▫️ سالها پیش، کریستوفر هیچنز، نویسندهی انگلیسی، در خانهاش در واشینگتن دیسی ضیافت کوچکی داشت که من هم دعوت بودم. شان پن بازیگر معروف هم بود. شان پن با فیدل کاسترو دوست بود و تازه از کوبا برگشته بود. میگفت فیدل به شوخی میگوید اگر آمریکا تحریمهای کوبا را بردارد، بلافاصله یک انگولکی میکنم که تحریمها برگردد. میگفت فیدل میداند که فضای بسته را بهتر میتواند کنترل کند. به نظرم این در مورد خامنهای هم صادق است. یادم است سال ۲۰۱۵ که برجام امضا شد، خامنهای گفت سرمایهگذاری خارجی اسب تروای براندازی است. بنابراین من فکر میکنم این نظام اگر یک برنامهی پیشرفتهی هستهای داشته باشد، یعنی قابلیت تولید سلاح هستهای را داشته باشد، و بتواند نفت بفروشد و پولش را بگیرد، دیگر چیزی نمیخواهد. خامنهای علاقهای به پیوستن به اقتصاد جهانی ندارد. ولی انزوای کامل هم مطلوبش نیست.
Comments: I’m part of the proximity:) Great grandfather was a Russian on residency duty at their navy base there where he met my Rashti great grandmother working as a nurse. They decided to settle there rather than moving to Russia when he was done with college. When applying for official residency he eliminated last three letters of his last name ff. like Rachmaninoff.
Comments: This one was good too about US and their role in support of the movement. ▫️ یک چیز را همین اول بگویم چون الان در ذهنم هست و ممکن است جزو پرسشها نباشد و فراموش کنم. خیلیها میپرسند آیا آمریکا نمیتوانست بیش از این به جنبش زن، زندگی، آزادی کمک کند؟ به نظرم این پرسش را بدون توجه به تاریخ اقدامهای آمریکا در خاورمیانه در دو دههی گذشته نمیشود پاسخ داد. واقعیت آن است که بعد از ناکامیها در عراق و افغانستان، و نافرجامیِ بهار عربی، سیاستمداران آمریکایی، بهویژه در دولت بایدن، آن اطمینان گذشته را به توان آمریکا برای اثرگذاری در سیاست خاورمیانه ندارند. از سوی دیگر، به توان ایرانیها یا عربهای لیبرال هم اطمینان ندارند. یعنی مطمئن نیستند که بنیهی این نیروها آنقدر باشد که بتوانند یک جایگزین دموکراتیک بسازند و نگه دارند. حتی یک نمونهی موفق هم ندارند که به آن تکیه کنند. بنابراین اینطور نیست که آمریکا نمیخواست این جنبش پیروز شود، یا دوست داشت جمهوری اسلامی سر کار بماند. اما بعد از آن همه تلفات در عراق و افغانستان، بعد از صرف صدها میلیارد دلار و نتیجه نگرفتن، حالا خیلیها در واشینگتن میگویند این کار کار ما نیست. جنبشی که بتواند ایران را به دموکراسی و آزادی و رفاه برساند، با منافع آمریکا سازگار است و آمریکا از آن استقبال میکند. در دوران جنبش زن، زندگی، آزادی ــ آنطور که من میفهمم ــ تردید داشتند که این حرکت چنان توانی داشته باشد. و زمان نشان داد تردیدشان بیجا نبوده.
Comments: I think he nails it here: ▫️ سوال: من رضا پهلوی را از نزدیک ندیدهام. اما از دور هم میفهمم که تند نیست و اهل مداراست. اینها ویژگیهای مثبتی است. اما برای یک چهرهی شاخص سیاسی کافی نیست. یک آنی لازم است. کاریزما مثلاً، چیزی از جنس اقتدار. خب کسی که فحش خورده و ناسزا شنیده حق دارد بپرسد یک چهرهی شاخص سیاسی چطور نمیتواند هوادارانش را مهار کند. البته شما میگویید خودش را از این بلواها دور نگه میدارد. ولی این هم ضرورتاً پاسخ قانعکنندهای نیست. ▫️ سجاد پور: ابن خلدون یک نظریهی مشهور دارد که میگوید امپراتوریها در سه نسل ساخته میشوند و از بین میروند. نسل اول، کسانی هستند مثل رضا شاه که خودساختهاند و آتشی درونشان شعله میکشد. اینها امپراتوری را میسازند. نسل دوم آن نسل اول را میبیند و یاد میگیرد و تلاش میکند میراثش را حفظ کند. نسل سوم اما نسل اول را ندیده و در ناز و نعمت بزرگ شده. به باور ابن خلدون طبیعی است که روحیاتش مثل پیشینیانش نباشد. رضا پهلوی شاهزاده است. جوری تربیت شده که شاه باشد نه انقلابی. این زندگی را خودش انتخاب نکرده و بهای هنگفتی هم پرداخته. یک خواهر و برادرش را از دست داده. مثل پدرش، از کسانی در حلقهی نزدیکانش از پشت خنجر خورده. و از همهی اینها گذشته، یک مشکل بزرگ دارد: اینکه خودش همواره طرفدار دموکراسی بوده، اما به قول خودش، بسیاری از طرفدارانش میخواهند مثل پدربزرگش یک رهبر اقتدارگرا باشد. بارها به صراحت گفته که نقش خودش را رهبریِ دوران گذار میداند، مثل خوان کارلوس در اسپانیا، کسی که چوب را از دیکتاتوری میگیرد و به دموکراسی تحویل میدهد. با این حال بیشتر هواداران دوآتشهاش انتظار دارند یکتنه انقلاب کند و نظام پادشاهی مطلقه را به ایران برگرداند.
Comments: آن منشور بیش از آنکه عامل ناکامی گروه باشد، نشانهی مشکلات پیشِ روی گروه بود. اما به هرحال هر منشور دیگری هم نوشته میشد، قطعاً بینقص نمیبود و نمیتوانست همه را راضی کند و به شور بیاورد. ▫️ در جلسهی جورجتاون هم مورد مشابهی پیش آمد. چند روز پیش از برنامه، من از همه شرکتکنندگان پرسیدم میخواهند در بروشور برنامه چطور معرفی بشوند. تیم رضا پهلوی گفتند ایشان عنوان سلطنتی نمیخواهد. فقط بنویسیم «فعال ایرانِ سکولار دموکراتیک». حتی جورجتاون که اول اسم «عالیجناب» گذاشت، راضی نبودند. شب پیش از برنامه، همه قرار شام داشتیم. آنجا هم یک بار دیگر تأکید کردند که عنوان سلطنتی اول اسم نباشد. در نتیجه روز برنامه، موقع معرفی گفتم هوادارانش میگویند «ولیعهد» و دوستانش میگویند «آر پی»، که من هم در پانزده سال گذشته همین را گفتهام. واقعاً تصور نمیکردم این حرف چنان خشم و هیاهویی ایجاد کند. طی این سالها، من بارها با رضا پهلوی در جلسات مختلف بودهام، با مقامهای آمریکایی، اروپایی و خاورمیانهای، و همیشه دیدهام که بیشیلهپیله بودن و خودمانی بودنش را تحسین میکنند. تا جایی که میدانم، برای سلامت روح و روانش خودش را از این حرفها دور نگه میدارد، وگرنه هر روز درگیر یک بلوای جدید میشود.
Comments: سال ۲۰۱۱ که شاهزاده علیرضا پهلوی به زندگی خودش پایان داد، بسیاری دربارهاش نوشتند. اما نوشتهها اغلب عاری از هرگونه همدلی یا فهم پهلویها بود. فقط میگفتند فرزند دیکتاتور ایران خودش را کشت. من فکر کردم چیزی بنویسم در باب آنچه بر بعضی ایرانیهای نسل علیرضا گذشت. کسانی که در سن خیلی کم ناچار شدند از ایران بروند. و دربارهی اینکه چطور نگاه مردم در ایران به دوران پهلوی تغییر کرده. مقاله را نوشتم و قرار شد فارین پالیسی چاپ کند. ادیتورهای مجله عنوان مقاله را گذاشتند «شاهزادهی کوچک ایران» یا «شازده کوچولوی ایران»، که اشارهای بود به داستان معروف «شازده کوچولو». مقاله در کل با علیرضا و دوران پهلوی همدلی داشت. اما بعضی سلطنتطلبها معتقد بودند عنوان مقاله توهینآمیز است. بگذریم که عنوان را من ننوشته بودم، ولی شازده کوچولو در تاریخ ادبیات یک شخصیت محبوب است. تا هفتهها پس از چاپ مقاله، من پیامهای توهینآمیز و تند میگرفتم. آن موقع شبکههای اجتماعی مثل امروز فراگیر نبود. در نتیجه بعضیها نامه میفرستادند. میگفتند تو خائنی و از اسمت پیداست که عرب هستی. مشخص بود هیچکدام مقاله را نخواندهاند. کمی بعد از این ماجرا، خانوادهی پهلوی یک مراسم یادبود خصوصی برای علیرضا گرفتند. من هم دعوت بودم. با خشمی که از سلطنتطلبان دیده بودم، دودل بودم که بروم یا نه. ولی نهایتاً رفتم که ادای احترام کنم. در مراسم، رضا پهلوی خیلی گرم و صمیمی بود و بابت آن نوشته هم از من تشکر کرد. اساساً خبر نداشت چنین بلوایی راه افتاده. آن اولین جایی بود که من متوجه گسست بین او و بعضی هوادارانش شدم.
Comments: Read it all shahin. Very good interview. Impressed with working with elements of opposition in iran. ▫️ چند فعال سیاسی شناختهشده داخل کشور به من گفتند که «ما را هر لحظه بخواهند زندانی میکنند. به همین خاطر نقش فعالان خارج مهم است.» به نظرم این بحث نقش نیروهای داخل و خارج بحث مهمی است که باید بیشتر به آن پرداخت. ▫️ لازم نبود منشور نقشهراه آیندهی ایران باشد. اتفاقاً بهتر بود کلی باشد، اما امیدبخش و شورآفرین. این موضوع را به اعضای گروه و بعضی فعالان شناختهشده داخل ایران گفتم. در کلام همه موافق بودند که منشور باید چنین چیزی باشد، ▫️ وقتی پیشنویس جدید را به گروه دادم، جز یک نفر همه گفتند برای اینکه روی یک متن کلاً جدید کار کنیم دیر شده. بهخصوص که باید با افرادی داخل ایران هم مشورت میشد. ▫️ در اوج جنبش زن، زندگی، آزادی که مقامهای آمریکایی از من در مورد اوضاع میپرسیدند، بعضیشان تردید و ملاحظه داشتند ــ به دلیل نمونهی عراق و آنچه که پیش آمد. اپوزیسیون عراقی که دههها بیرون آن کشور زندگی کرده بود، هیچ ربطی به نیروهای داخلی نداشت. حرف من به آن مقامها این بود که مورد ایران با عراق فرق دارد. عراق جامعهای است که به لحاظ قومی، مذهبی و ایدئولوژی چندپاره است. در حالیکه مخالفان جمهوری اسلامی چه داخل چه خارج ایران همه کمابیش یک هدف مشترک دارند، دنبال یک جور دموکراسی سکولارند. علاوه بر این، نظر من این بود که چهرههای مخالف جمهوری اسلامی بیرون از ایران برعکس برخی چهرههای شناختهشدهی عراقیِ در تبعید، به دنبال قدرت و ثروت و انتقام نیستند ▫️ فکر میکنم یکی از پیامدهای آنچه پس از انقلاب بر ایرانیها گذشته، یک جور بدبینی همگانی است. عجیب هم نیست. خیلیها احساس کردهاند و میکنند که خمینی و نظامی که بنا کرد سرشان کلاه گذاشته. در نتیجه به رهبری سیاسی و نیتش مشکوک و بدبیناند. من واقعاً معتقدم همه اعضای گروه جورجتاون به دنبال شکلی از دموکراسی سکولار در ایران هستند. فکر نمیکنم هیچکدام میخواهند حاکم مستبد باشند یا این حکومت استبدادی را با یک حکومت استبدادی دیگر عوض کنند. اما بین یاران و هوادارانشان شک و بدبینی فراوان بود.
Comments: So, this game going on right now will pretty much determine the champion. After this one only one game left. Sheifield, Burnlry and Luton are out. |
| < Previous 15 | Next 15 > |